تبليغاتX
بسم الله الرحمن الرحیم
هرچه در آسمان و زمین است ملک خداست

 

از استاد ، آیت الله ابطحی سئوال می شود «فريضة عادله» به چه معنا است؟

و ایشان چنین پاسخ می دهند که :

 فريضه يعنى واجبات ، عادله يعنى آنچه در صراط مستقيم است ، يعنى دستورات و احكام دينتان را تعليم بگيريد .

 بعضى از ما هنوز نميدانيم واجباتمان چيست، سؤال ميكنيم خمس و زكات واجب است يا مستحب؟ احكام را بلد نيستيم . بر همه واجب است احكام مورد ابتلا را در اوّلين فرصت ياد بگيرند، وقت نيست ممكن است اجل برسد «عجّلوا بالتّوبه قبل الموت» به توبه و حركت به سوى خدا قبل از مردن عجله كنيد و عذر ما هم موجّه نيست ، بر همه لازم است مسائل و احكام را ياد بگيرند ، ولو در سال ضرورت عمل به يك مورد از احكام پيش بيايد . اگر نماز درست نباشد و واجبات را خوب انجام ندهيد ، هر چه هم دعا و زيارت بخوانى همه اينها مانند جواهراتند كه در كيسه اى بريزى امّا ته كيسه سوراخ باشد زيرا هر گناه مثل سوراخ ته كيسه است . اگر بدانيد امام زمان عليه السلام شما با چه غربتى منتظر است كه شما درست شويد و ظهور كند ، اگر اين مسأله را احساس كنيد شب خواب نداريد تا خود را درست كنيد و اين علوم را ياد بگيريد . اگر يك دانشجو امتحان سرنوشت سازى داشته باشد تا صبح راه ميرود و درس ميخواند شما هم امتحان سرنوشت سازى داريد كه هر لحظه اين امتحان برقرار است و از اين امتحان خيلى بد بيرون مي آئيد مگر كسى كه اعتنا به امام زمان عليه السلام و دين و خدا كند كه بايد اميدوار باشد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/01ساعت 10:58 قبل از ظهر  توسط mehman | 

 

 

  أَفْضَلُ الزُّهْدِ إِخْفَاءُ الزُّهْدِ .

 

                 برترين زهد ، پنهان داشت زهد است !   

 

                                                        نهج البلاغه - حكمت شماره 34

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/30ساعت 10:46 قبل از ظهر  توسط mehman | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حضرت علي (ع) مي‌فرمايند:

حسود سه نشانه دارد:
1) جلو و روبرو چاپلوسي مي‌کند. 2) پشت سر بدگويي مي‌کند. 3) شهادت بيجا و دروغ مي‌دهد.
رياکار هم سه نشانه دارد:
1) در خلوت به نماز و کارهاي ديني اهميت نمي‌دهد. 2) در ميان مردم ذکر مي‌گويد و خودنمايي مي‌کند. 3) در تنهايي خدا را فراموش مي‌کند .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/25ساعت 12:55 بعد از ظهر  توسط mehman | 

 

روی صندلی راحت خودم ، پشت سیستم کامپیوتر نشسته بودم و مشغول کارهای روزمره همیشگی و گوش کردن به موزیک بودم  که ناگهان آهنگ  هتل  کالیفرنیا   از گروه Egles   ( عقاب ) بخش شده .

هر زمانی و تو هر مکانی این آهنگ گوش میکنم منو می بره به گذشته های دور ، این سری منو برد به حداقل هشت سال پیش وقتی با چهارتا از دوستام رفته بودیم شهرستان  دماوند  و  روستایی  آینه ورزون گاه گداری پنجشنبه می رفتیم و شب اونجا بودیم وجمعه هم برمی گشتیم . اون سری وحید که ویلای تو دماوند مال اونا بود قول داده بود کلید باغ خالش رو بگیره بریم اونجا کمی میوه بخوریم ( شاید شنیده باشید که سیب های باغهای دماوند بسیار زیبا هستند و خوش طعم اما قول میدم بیشتر شما نخورده باشید چون همشون صادراتی هستن ! سبیهای زرد ، بزرگ ، آبدار و بسیار خوش مزه ) .

جمعه شد مری عملی ( مرتضی یکی از دوستام خوبم بود ! حالا چرا مری عملی؟! داستان داره !) گفت وحید بریم پیش خالت ! پیمان زد زیر خنده و گفت : منظورت باغ خالشیناست  . فری گفت : چه حالی میده که خالش هم اونجا باشه !! وحید شاکی شد و گفت : میبرمتون تو باغ ، کمی صبر کنید ! من شک کردم به این وحیده چون کلا آدم دوره بازی بود و خسیس . 

تو کوچه پس کوچه های روستا می چرخیدم و دنبال خونه خاله وحید می گشتیم بلند بلند آواز می خوندیم ... وحید هر سری یک خونه نشون میداد می گفت : این خونه خالمه و بعد می گفت نه ! پیمان گفت : مگه تو خونه خالتو نمیشناسی ؟ وحید گفت : چرا ولی دوسالی هست نیمودم یادم رفته ! خلاصه رسیدیم به یک باغ بزرگ و وحید گفت:  این خونه خالمه ! مری همینجور که به سیگار پک میزد گفت : کلید بنداز در باز کن . وحید گفت : آه کلید جا مونده تو خونه ! فری گفت : ببین لازم باشه خودت کلید میشی این در و باز می کنی ! من سیب می خوام ... از رو دیوار بریم ! وحید قبول کرد . من گفتم خوب تو اول برو چون خونه خالته . گفت باشه و رفت رو دیوار و پرید تو . در بزرگ باز شد و همگی رفتیم تو...

 

کمی صدای موسیقی رو بیشتر می کنم تا لذتش دو چندان بشه .....

 

شروع کردیم به خوردن سیبهای شسته نشده و چیدن سبیها از رو درخت پر بار و ریختن تو پیراهن های که برای اینکه جاش بیشتر بشه از تو شلوارامون در آورده بودیم بیرون .. انگاری از قحطی امده بودیم یک سیب تو دستم یک سیب هم تو دهنم بود و با اون یکی دستم سیب می چیدم و میریختم تو پیرهنم .. وای هنوز مزه اون سیب تو دهنم هست و انگار زیر دندونام احساسش می کنم . آب تو دهنم پر شده . کلی خندیدیم و به وحید و خالش و شوهر خالش و پسر خالش فحش و ناسزا میدادیم و داشتیم لذت میبردیم که صدای از اون ور باغ بلند شد و مارو به خودمون آورد ..

صدای خانم جوانی که فریاد میزد : ای بی پدر و ما در ها ! ای دزد ها ... تو باغ مردم چی کار می کنید ! من که رو درخت بودم دقیقا چهره خانمه رو دیدم .. خیلی عصبانی بود ... رو به وحید کردم که بگم وحید این دختر خالته یا خالت که دیدم وحید با تمام سرعت داره می دوه .. و پشت سرش پیمان شروع به دویدن کرد .. سریع دوزاریم افتاد چه خبر شده از رو درخت پریدم پایین و سیبها رو که چیده بودم ریختم تو پیرهنم ! با دست راست پیراهنم رو گرفته بودم و با دست چپ شلوارم رو گرفته بودم که نیوفته ! و مثل چی میدویدم .. یک لحظه برگشتم پشت سرم رو نگاه کردم دیدم گرد و خاک بلند شده ولی توجه نکردم و به راه خودم ادامه دادم و دویدم ... بعدا فهمیدم این گرد و خاک ناشی از زمین خوردن مری عملی بود و فری هم بدون توجه به مری از روش پریده بود و به راه خودش و ادامه فرار پرداخته بود !! اونوقتها خیلی احساس شرم نمی کردیم ولی الان احساس می کنم خیلی نامرد بودیم ! اگه المپیک بود ما پنج نفر از همه جلوتر بودیم ! رسیدیم ویلای وحید نفهمیدم از رو دیوار امدم تو یا از رو در ، فقط انقدر خندیده بودم دل و رودم پیچیده بود به هم شایدم از میوه نشسته خوردن بود . خلاصه تو حیاط افتاده بودم زمین و می خندیدم وحید که مرده بود ! دونه دونه سر کله همشون پیدا شد . مری عملی از همه دیدنی تر بود ! و کلی ماجرا که هر کدومش یه دنیا خاطرست ....

حالا چرا این خاطره یادم امد ؟ چون چند دقیقه پیش داشتم فکر می کردم خدایا من اینقدر سعی می کنم  کار خوب کنم تو از من راضی هستی ؟ و داشتم پیش خودم فکر می کردم این هم کار خوب میتونه تضمین رضای خدا باشه که یکدفعه این خاطره یادم امد . حالا متوجه می شم که نباید به اعمال نیک غره شد و پیش خود فکر کرد که خیلی کار های مهمی انجام دادی ، آدمی زاد شیر خام خوردست شاید خودت متوجه نشده باشی و گناهی کرده باشی ، دل شکسته باشی ، حقی ناحق کرده باشی ، حلالی حرام کرده باشی و... حالا من کجا می تونم صاحب اون باغ پیدا کنم و رضایت بگیرم ! غیر مری عملی من چند سال هست که هیچ کدوم از اون دوستامو ندیدم . الان اونا کجا هستن ؟ اون سیبها و اون خنده ها گذشت و از اون خوش گذرونیها فقط خاطراتش مونده چه خوب چه بد .

 

عمر مثل برق می گزره چه زود هشت سال گذشت مطمئنا اگه زنده بودم ده سال دیگه نوشته های امروز یادم خواهد آمد و شاید تاسف بخورم به خاطر اتلاف وقت یا شاید هم شاد باشم به خاطر مصرف بهینه زمان !!! نمی دونم .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/25ساعت 8:39 قبل از ظهر  توسط mehman | 

 

هشتمین اسم ( ولی ) 

 

سلام عليكم


اين قسم از مبحث سير اختصاص به جلوه باطني اسم معظم ولي دارد .


ولايت به معناي دوستي و محبت مي باشد لذا حضرت باري تعالي نسبت به اهل ايمان ولا و محبت تشريعي دارد به زبان ساده تر اينكه محبتي كه جلوه ي آن در راهنماي ايشان توسط حضرت رب به واسطه ي دين الهي بروز مي يا بد و نيز به معني يار مي باشد اهل ايمان بر اساس اين ايه (الله ولي الذين امنوا ) خدا يار اهل ايمان مي باشد اهل ايمان در اينجا آل الله عليهم آلاف التحيه و الثنا مي باشند همچنين ولي به معناي حكومت است لذا پروردگار هستي بر تمام موجودات حكومت مي كند لذا حكومت و و لايت مطلق از آن حضرت رب مي باشد و مظهر و جلوه آن در آل الله مي باشد به تعبيري آل الله هم الله و لاشريك لهم في التمثيل .


از جمله انوار سير باطني اين اسم معظم بدين صورت است كه براي جا گرفتن محبت خود و يا زياد شدن محبت در دل ديگري حتي حضرت مولانا بقيه الله روحي لمحبيه فدا از ذكر ولي در هر روز به تعداد 46 مرتبه استفاده مي شود يقينن اين اسم باعث تشرف خواهد شد.

خواص ظاهري این اسم بدين صورت كه موكلين اين اسم خانه را در مقابل سيل و زلزله و يا سارق و بلاي ديگر ايمن مي كنند بدين طريق كه اسم يا ولي را روي سطح داخلي ظرفي نوشته بعد در درون ظرف آب ريخته و در پاي اركان خانه بريزند.


الهي انت الحسين و لاشريك لك

 

از سری نوشته های حسام علی

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/22ساعت 9:39 قبل از ظهر  توسط mehman | 
 

    یا رب دل ما را تو برحمت جان ده

          درد همه را به صابری درمان ده

 

   این بنده نداند که چه میباید خواست

        داننده تویی ، هر آنچه خواهی آن ده

                          خواجه عبدالله انصاری

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/20ساعت 9:27 قبل از ظهر  توسط mehman | 

 

 

خشت سر خم  ز ملکت جم خوشتر  

                         

                                 بوی قدح ازغذای مریم خوشتر

 

آه سحری ز سینه خماری                

                        

                                از ناله بوسعید وادهم خوشتر!!!

 

 

 

من نمی فهمم این خیام چه حالی داشته  ، شما درکش می کنید!؟!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/17ساعت 3:16 بعد از ظهر  توسط mehman | 
 

شهادت حضرت  امام هادی علیه السلام را خدمت امام عاشق ، ارباب خوش دلان ، مهدی موعود ، امام الانس و الجن ، شریک القران حضرت ولی العصر و خدمت شما دوست عزیز تسلیت عرض می کنم .

 

پای صحبت استاد :

 

استاد : پس از اینکه کلی از مرحوم عالم ربانی علامه مجلسی تعریف و تمجدید کردند ، فرمودند کتب علامه مجلسی را حتما مطالعه کنید چون گنجهای بسیاری در آن نهفته است . ایشان فرمودند که علامه مجلسی اهل مکاشفه بودند و در کتب خویش به این مطلب اشاره کردند حال این اشاره به صورت نامحسوس یا محسوس بوده در مطلبی علامه مجلسی می فرماید : در حرم امیر المومنین پادشاه عرش و فرش علی ( ع ) بودم که ناگهان احساس کردم جسمم اینجاست و روحم در حرم شریفه امام هادی (ع ) است و با چشم دیدم که امام عصر در کنار مزار جد بزرگوار خویش در حال زیارت می باشد که با دیدن بنده لبخندی زدند و اشاره به این مطلب نمودند که چه زیبا ، زیارتیست و بنده عرض کردم که زیارت جده بزرگ وار شما باید چنین زیبا باشد و در پایان این مطلب علامه مجلسی می فرماید که من دیدم حال تو می خواهی بگو بین خواب و بیداری بوده !!

 

ایشان می فرماید : در همین حال باطن زیارت جامعه کبیره که دعای منتقل شده از امام الهادی ( ع ) است را به من نشان دادند و چه تو چه دانی که چه باطنی دارد این زیارت !!

 

توصیه استاد : زیارت جامعه کبیره را بخوانید .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/16ساعت 10:45 قبل از ظهر  توسط mehman | 

به ماه رجب خوش آمدید ، سعادتی که نسب هر کسی نمی شود ! چه حالی بکنیم تو این ماه !

 

ماه رجب هفتمین ماه از ماههای قمری ،  ماهی بسیار شریف و از ماههای حرام است .

 

رجب نام نهری است در بهشت که از عسل شیرین‌تر و از شیر سفیدتر است و هر کس در این ماه روزه دارد ، از آن نهر آب می نوشد .  به ماه رجب ، رحب الأصب ، یعنی ماه ریزش رحمت خداوند بر مردم نیز می‌گویند.

 
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:«ماه رجب برای امت من «ماه استغفار» است. رجب ماه خدا و ماه شعبان ماه من و ماه رمضان ماه امت من است. کسی که یک روز از ماه رجب را روزه گیرد، مستوجب خشنودی خداوند گردد، غضب الهی از او دور می‌گردد و دری از درهای جهنم به روی او بسته می‌شود.»

در حدیث دیگری آمده است که هر کس سه روز آن را روزه دارد بهشت بر او واجب گردد.
در ماه رجب دعاها و اعمال خاصی وارد است که مهمترین آنها « اعمال ایام البیض » (13 تا 15 ماه) و اعمال ام داوود و برنامه اعتکاف است.


این اعمال در کتاب شریف مفاتیح الجنان محدث قمی گردآوری شده است.

 

آقا من این ماه رجب را خیلی دوست دارم ! نمی دونم چرا ولی خیلی باهاش حال می کنم ! البته از ماه رمضان هم خوشم میاد اما ماه رجب یه چیز دیگست . یه حال دارم که نگو ....

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/15ساعت 10:45 قبل از ظهر  توسط mehman | 

 

استغفار ، توبه :

 

    استغفار طلب بخشش از خدا است. انسان گناه و نافرمانيهائى كرده ، خدا را به غضب آورده ، در اين صورت بايد استغفار يعنى طلب بخشش از پروردگار بكند ، از خدا بخواهد كه او را ببخشد و آن گناه را نديده بگيرد.

 و فرض كنيد انسان به كسى بد كرده و ديگر هم نميخواهد او را ببيند و هيچ كارى هم با او ندارد بايد برود از او طلب بخشش كند و رضايتش را بگيرد. كسى كه بخواهد از خداوند طلب بخشش بكند ممكن است بعد از اين هم رابطه اى با خدا داشته يا نداشته باشد فرقى نميكند، طلب بخشش مربوط به كارهاى گذشته و گناهان قبل است كه انسان انجام داده است. بيشتر دعاى كميل استغفار است: «اللّهمّ اغفرلى الذّنوب الّتى تنزل البلاء» خدايا گناهانى كه بلا را نازل ميكند از من ببخش . همين كه انسان به سنّ تكليف رسيد خودش را در مقابل پروردگار گناهكار ميداند، حتّى معصومين عليهم السلام خودشان را در برابر خداوند ناقص و گناهكار ميدانند. هميشه يك فرد بزرگ واقعى در مقابل انسان واقع شده كه انسان خودش را در برابر او ضعيف و ناقص ميداند. امّا فرض كنيم فردى هيچ گناهى ندارد اينجا ديگر معنا ندارد دعاى كميل را بخواند مثلاً پسر چهارده ساله باسوادى ميگويد: خدايا آن گناهانى كه بلا را بر من نازل ميكند ببخش، او گناهى ندارد يا دختر هشت ساله گناهى ندارد.

 

توبه به معناى بازگشت است، شما راهى را عوضى رفته ايد حالا به راه صحيح برگشته ايد تا به مقصد برسيد. توبه در تمام مدّت عمر يك بار انجام ميشود در قرآن توبه نصوح آمده «تُوبُوا إِلى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً»)  سوره تحريم آيه ۸  ( يعنى ديگر نبايدعود يا بازگشت به كارهاى زشتِ قبل باشد.

 توبه به معناى ترك نيست بايد قلبتان را برگردانيد و متوجّه خدا كنيد.

پس در تمام عمر، انسان بايد تائب باشد يعنى بازگشت و حركتش به سوى پروردگار باشد.

 يك سالك الى اللّه هم بايد توبه و هم استغفار كند لذا در اين صيغه توبه و استغفار ميگوئيم: «استغفر اللّه ربّى و اتوب اليه» يعنى از خدايم طلب بخشش ميكنم و به سوى او باز ميگردم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/13ساعت 2:6 بعد از ظهر  توسط mehman | 

 

امام صادق(ع) می فرماید:در شگفتم برای کسی که از چهار چیز بیم دارد چگونه به چهار کلمه پناه نمی برد:

 

۱-    در شگقتم از کسی که ترس بر او غلبه کرده چگونه به ذکر

                              (حسبنا الله و نعم الوکیل)     آل عمران/۱۷۱ 

 پناه نمی برد در صورتیکه خداوند به دنبال آن فرموده است به ذکر فوق توسل جستند همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت و چیزی زاید بر آن سود در تجارت ) بازچشتند و هیچگونه بدی به آنها نمیرسد.

 

 

۲ -در شگفتم از کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر

                            (لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین)      انبیاء/۸۷ 

 پناه نمی برد  زیرا خداوند دنبال آن فرموده و همین گونه مومنان را نجات می بخشیم.

 

 

۳-در شگفتم از کسی که مورد مکر و حیله واقع شده چگونه به ذکر

                             (افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد)          غافر/۴۵ 

 پناه نمی برد زیرا خداوند پس از آن فرمود : "پس خداوند (موسی را در اثر همین ذکر) از شر مکر و فریب فرعونیان مصون داشت.

 

 

 ۴-در شگفتم از کسی که طالب زیباییهی دنیاست چگونه به ذکر

                                 (ماشاءالله لا قوة الا بالله)           کهف / ۳۹ 

 پناه نمی برد زیرا خداوند پس از آن فرموده است :"مردی که فاقد نعمت های دنیوی بوده خطاب به مردی که از نعمت ها برخوردار بود گفت اگر تو مرا به مال و فرزند کمتر از خود میدانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو دهد . 

نویسنده : در هر زمانی هر یک از ۴ مورد فوق را امتحان کردم نتایجش کاملا محسوس بود .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/13ساعت 11:21 قبل از ظهر  توسط mehman | 
 

آقا می خوام خوش اخلاق باشم ! تا حالا خوش اخلاق که نبودم هیچ ! خیلی هم تند بودم و به قولی : زود از کوره در می رفتم . اما جدیدا متوجه شدم که اگه بیشتر اوقات بی حوصله هستم و یا به اون چیزی که تو مراحل سلوک دنبالش بودم نرسیدم به خاطر همین اخلاق نامناسبم است . این همه تاکید شده رو اخلاق خوش و انقدر از خوش روی پیامبران  و ائمه حدیث نقل میشه ولی من انگار نه انگار ... همینه که می گن :

 

چشم دل باز کن که جان بینی

آنچه نادیدنیست آن بینی

 

اگر خداوند چشمانت را بسته باشه هیچ جوری باز شدنی نیست ! حتی اگه دنبالش باشی !

 اونه که حولت میده به جلو...( صراط  مستقیم )  اون  که  راه  را بهت نشون میده  حتی  اگه چشمات  را  بسته باشی !

امروز یه مطلب خوندم در مورد اخلاق خوب و خیلی روم تاثیر گذاشت  فردی  داری درجات  بالای عرفانی که هر چه خواست  خداوند پاسخ  مثبت  به او داد ! نه سیر و سلوکی  انجام داده بود نه اینکه ریاضتی  کشیده بود و بیشتر این حال خوش را مدیون اخلاق خوش و خنده روی خود بود رفتار و برخورد مناسب با اطرافیان و مردم  برای او از عبادات  شبانگاهان  نیز موثر تر بوده است !!! امید وارم این  حالی که در من ایجاد  کرد ، مصداق مثال : عرق تند زود سرد میشه نباشه !

همیشه نه تنها  اطرافیانم  از اخلاق  تند من  می رنجیدن  بلکه خودم هم در عذاب بودم ...حال  می توان متفاوت بود !!!!!حالا می دونم اخلاق نیک شیوه پیغمبریست یعنی چه !!!!!!! باید خوب بود تا خوبی دید .

 

کسی که اخلاق و روی خوش داشته باشه خیر دنیا و آخرت را خواهد داشت شما نیز سعی کنید خوش برخورد باشید برای بنده نیز دعا کنید . اولین روی خوش خویش را برای نزدیکان و بخصوص مادر خویش نشان دهید چون مادر محبوب خداوند عزوجل است . من نیز همین کار را خواهم کرد ، شاید لطف خداوند بیشتر شامل حال من گردد.

 درد دل یک دوست .

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/08ساعت 2:55 بعد از ظهر  توسط mehman | 
هفتمین اسم صمد

 سلام عليكم


اين سير از عرفان عيني اختصاص به اسم معظم الصمد مي باشد   .

 

اين اسم فقط يكبار در قرآن آمده و تعلق آن منحصر به ذات اقدس حضرت باري تعالي است حضرت مولا باقر روحي لمحبيه فدا در خصوص اين اسم مي فرمايند صمد بزرگي است كه بالاتر از وي امر و نهي كننده اي نيست.

همچنين حضرت فرمودند اگر آن اغيار مجال مي دادند تمامي علوم هستي و آفرينش را از اين اسم استخراج مي كردم الله صمد .

 

 )العاقل يكفيه الاشاره)


آل الله هم الله و لاشريك لهم


از جمله بهر هاي باطني اين ذكر مي توان در مقابل دشمن و خصوم و بستن دهان آنها استفاده كرد البته در اين باب عدد آن تعداد مشخصي ندارد !


همچنين براي رفع هر گونه گرفتاري اعم از مشاكل ظاهريه و باطنيه مي توان از اين اسم بهره گرفت به تعداد 134مرتبه در هر روز .

ليكن مهمتر از آن سخن حضرت مولا باقر مي باشد كه فرمودند از اسم الله صمد علوم مختلفي برمي خيزد بعيد به نظر نمي رسد كه مشرف شدن خدمت حضرات به لحاظ باطني از اين دو اسم منبعث شده باشد پس عشاق كوي جمال آنها مي توانند........

از سری نوشته های حسام علی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/06ساعت 1:48 بعد از ظهر  توسط mehman | 
 

گاهی

وقتی که احساس می کنی

به آخر خط رسیدی ، گیر کردی و افسرده ای ،   چه باید کرد ؟

 

گریه و زاری کرد ؟

عصبانی شد و مثل غول بیابانی فریاد زد ؟

مست کرد ؟

مواد مخدر مصرف کرد ؟

 

نه !

 

حتی با احساس غم ، حماقت ، تنهایی ، گناه ، ترس و حقارت یادت باشه .

یکی

مراقبت هست .

 

به نظر او تو درخشند ه ای

بزرگی

خیلی استثنائی هستی

ودوستت دارد !

اودر قلبت را میزند و می خواهد که وارد زندگیت گردد .

با تکرار این دعا به قلبتان دعوتش نمایید.

 

 

" خداوندا خواهش می کنم تمام خطاهایم را ببخش.

 

به قلب من وارد شو و زندگی جاودانه را به من عطا کن ."

 

" آمین "

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/02ساعت 11:53 قبل از ظ